
معمای رکسانا صابری
اما با پذیرش ادعای فوق، این پرسش به وجود می آید که چه کسی مقامات را از وجود کپی یک مدرک محرمانه در میان انبوه مدارک یک روزنامه نگار با سابقه، با خبر کرده است؟ پیش از وارد شدن به بحث، باید کمی شرایط را مرور کنیم. روابط ایران و آمریکا به گونه ای است که هر یک از طرفین تمام تلاش خود را برای یافتن برگ هایی برای تحت فشار قرار دادن دیگری در بازی سیاست به کار می بندند. طرف آمریکایی با تحریم اقتصادی، جلوگیری از سرمایه گذاری در صنایع نفتی و تهدید به تحریم صادرات بنزین به طرف ایرانی فشار وارد می کند و طرف ایرانی با استفاده از گروه های تحت نفوذ خود در منطقه و آزار افراد تحت تابعیت آمریکا در ایران که می توان آن را شبه گروگانگیری دانست، طرف دیگر را تحت فشار قرار می دهد. در این میان عجیب نیست که نیروهای امنیتی ایران همه افراد تحت تابعیت آمریکا و دیگر کشورهای استراتژیک غربی را تحت نظر داشته باشند تا به فراخور زمان، برای بهره گیری از آنها اقدام نمایند. مخصوصا اینکه این افراد دارای نقطه ضعف هایی باشند که بهانه مناسبی برای برخورد با آنها به مقامات امنیتی بدهد. رکسانا صابری، علی القاعده نباید از این امر مستثنی باشد. می توان پذیرفت که رفتارها و روابط وی از مدتها قبل تحت نظر بوده است و بهانه های لازم برای بازداشتش فراهم شده بوده، تا زمان رو شدن این کارت در بازی فرا برسد.
چه کسی در مدت قبل از بازداشت صابری، مسوول ایجاد رابطه با او و شناسایی بهانه های لازم بوده است. به طور شفاف تر چه کسی می توانسته تا این حد به رکسانا صابری نزدیک شده باشد که از جزئیات مدارک نزد صابری آگاه باشد و بداند کپی مدرکی محرمانه مربوط به سال 2002 در مدارک روزنامه نگاری رکسانا وجود دارد؟ یک پاسخ به این پرسش را می توان از کنار هم قرار دادن اخبار مربوط به این ماجرا حدس زد.
تقریبا هشتاد روز از ناپدید شدن رکسانا صابری می گذشت که یکباره فردی نامه ای به رسانه ها نوشت و اعلام کرد که "رکسانا صابری نامزد من است و بیگناه؛ آزادش کنید." این فرد که با پیشه کارگردانی در جامعه شناخته شده است بالقوه می توانسته بهترین موقعیت را برای نزدیک شدن به خانم صابری داشته باشد. او در نامه خود، زمان بازداشت رکسانا را بر خلاف تصور عموم، 12 بهمن سال 87 (مصادف با روز تولد خود) اعلام کرد و در نامه بسیار ناشیانه خود به طرح نقل قولهایی شخصی از خانم صابری پرداخت. بلافاصله پس از انتشار این نامه، پدر رکسانا ادعای نامزدی دخترش با این کارگردان پیشه را تکذیب کرد.
این اتفاق پرسشهای فراوانی را به ذهن می آورد که بدون آنکه بخواهیم قضاوتی صریح درباره این فرد داشته باشیم، برخی از این پرسشها را مطرح می کنیم:
1- چرا کارگردان مذکور از زمان بازداشت صابری تا زمان انتشار نامه اش سکوت کرده بود و تازه زمانی که پرونده صابری براساس خواسته مقامات (رئیس جمهور، رئیس قوه قضاییه) به مسیر آزادی او افتاد، از وی صدایی شنیده شد؟
2- اگر او و خانم صابری در چنین رابطه صمیمانه ای بوده اند، چگونه است که وی بی توجه به سرنوشت نامزدش در زندان، به کن می رود و به میوه چینی این ادعایش می پردازد؟
همچنین کارگردان مذکور لازم است برای روشن شدن افکار عمومی، کمی هم درباره سوابق قبلی خود توضیح دهد. مثلا مشخص کند که چگونه وی می تواند با بهروز وثوق فیلم بسازد و با شارون استون، بازیگر فیلمهای ...، همکاری کند و در عین حال فیلم او به نمایندگی از ایران برای جشنواره های بین المللی فرستاده شود؟
-
|2009-05-16 05:17:11 مجید میبدیانبا سلام
خانم صابری باید خوشحال باشد که علاوه بر شناسنامه ی ایرانی، شناسنامه ای آمریکایی نیز دارد
-
|2009-05-16 05:58:45 م مایارواقعا اونقدر اخبار متناقض می شنویم که دیگه نمیشه گفت چی و کی راسته و درست!
ممنون از مطلبتون.
-
|2009-05-16 06:15:18 مریماین نوشته به معنای واقعی کلمه یک "تحلیل" بود؛ چیزی که شاید تا به امروز در روزنامه ما کم نظیر بوده باشه (فقط از سر احتیاط و اعتماد نداشتن به حافظه خودم نمی گم بی نظیر)
من تحلیل های زیادی روی نامه قبادی درباره رکسانا خوندم و دیدم؛ اتفاقا نظرات بسیار موافق و بسیار مخالف رو هم در این مورد به دقت دنبال کردم.
نتیجه گیری این نوشته بسیار هوشمندانه و به نظرم از تمام تحلیل های دیگری که در این مورد انجام شده، نکات قابل ملاحظه بیشتری داره.
دوستان را دعوت می کنم دوباره این مطلب را بخوانند؛ نکات آموزنده ای برای یاد گرفتن داره.
-
|2009-05-16 07:19:07 احمدبله، مساله در اصل ربطی به رکسانا صابری نداشت. من اتفاقا چند جای دیگه هم درباره نقش خائنانه ب.ق. در این پرونده چیزهایی خونده بودم. اگر بتونم لینکشون رو پیدا می کنم.
در مجموع شاید بهتر بود نویسنده هم کمی شفاف تر مطلبش رو بیان کنه تا خواننده ها بهتر به کنه مساله پی ببرند و تحلیلی جدی ای مثل این حیف نشه. البته نام نبردن از اون کارگردان احتمالا برای محافظه کاری و حفظ مصالح روزنامه بوده و از این جهت باید از آقای حکمت تشکر کنیم.
-
|2009-05-16 10:21:46 مرجان رزاقتحليل جالبي بود
خانوم صابري بعد از ازادي در مورد اين ادعا توضيحي ندادند؟؟؟
-
|2009-05-16 13:11:10 مرجان رزاقراستي اگه قبادي واقعا نامزد ركسانا صابري بود،اينكه از جزييات مدارك باخبر بوده باشه درسته ولي اگه اين خبر كذب بوده باشه و اصلا اشناييتي به اين حد بينشون نباشه اين قضيه كه اون به عنوان عنصر نفوذي كار كرده!!!منتفي ميشه درسته؟
-
|2009-05-16 19:18:20 مریمظاهرا رابطه نزدیکی با هم داشته اند و غیر از پدر رکسانا که احتمالا او هم برای وضعیت خاص رکسانا، کس دیگری موضوع رو تکذیب نکرده.
-
|2009-05-16 17:05:19 نرگسچرا اگر رابطه صابری با ب. ق خبر کذبی است و پدرش هم اونرو رد کرده حالا به شفاف سازی در این زمینه نمی پردازد تا بفهمیم خائن کیه...؟؟ امروز صدای آمریکا با ب. ق مصاحبه داشت که همچنان تاکید داشت رابطه اش صرفا برای اینکه در ایران مفهوم دوست دختر معنی خوشایندی نداره به نامزد تبدیل شده و نمیدونم این واژه رو از کجا اورده بوده که رکسانا دوست دختر «شرعی» اون بوده!!!!
-
|2009-05-17 12:13:06 رقیه شهبازیسلام.فرقی هم نمیکنه مهم اینه که رکسانا صابری چه گناهکار چه بیگناه آزاد شد و رفت که مشهور بشه .قراره خاطراتش رو در یک کتاب چاپ کنه مسلما جواب سوالها مشخص میشه.
-
فرضیه:
هر وقت یک صحبتی در احتمال نشست بین طرف ایرانی و آمریکایی میشود بدلیلی که در ایران ما فقط دارای یک دولت نیستیم بلکه دارای دولتهای موازی هستیم و احتمال اینکه اسمی یکی یا دو تا از این دولتمردان جا افتاده باشد در جلسه نا خود اگاه یک اتفاقی مثل دستگیری رکسانا صابری اتفاق می افتد تا اینکه آن شخص مربوطه اضافه شود به لیست .
من نامه آقای کارگردان رو خوندم بیشتر در رابطه با مشکلات خودش بود تا اینکه رکسانا صابری براش چه اتفاقی افتاده است در هر صورت من منتظر هستم رکسانا صابری بیاید در ان پی ار.
رکسانا صابری الان داره صبح تا شب حتما روی کتاب و .... کار میکته و 8 ماه مطمئنا راه 30 ساله رو میره و دمش گرم و حقش هم هست. اما چرا وقتی یک آدم تحصیلکرده ایرانی که متاسفانه دارای ملیت غیر ایرانی نیست گرفتار میشود هیچ کدام صداشون در نمی آید یه یک دلیل:
تا وقتی مردم ایران با لقب زندگی میکنند از دکتر و مهندس تا دهاتی و تا جایی که موبایل , شکلت , محل تولدت و ننه و بابات کیه اند مهمتر از شعور تو هست
روشتفکز جامعه ما خودشون رو نامزد دیگران میکنند و..... الا ماشالله




"می توان چنین فرض کرد که این امر حقیقیت دارد و در واقع دادگاه هنگام تعلیق حکم صابری، از او و وکیلش خواسته است که در رسانه های عمومی این خطا را تایید کنند تا از میزان جوسازی های رسانه ای علیه قوه قضاییه ایران کاسته شود."